غلامحسين رضانژاد
33
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى
تراكيب كلام باشد در أفادت وآنچه متّصل شود بتراكيب از استحسان وغيره ، تا محترز شوند بسبب وقوف بر آن خواصّ از خطا در تطبيق كلام بر آن وجه كه حال مقتضى آن باشد » . البتّه منظور از معاني در علم معاني ، آنگونه از معاني نيست كه در برابر ألفاظ بكار ميرود ؛ بلكه مقصود معناى تركيبات وعباراتى است كه بهيأتى واحد ، غرض گوينده را ابلاغ ميكند وبهمين مناسبت معاني ألفاظ را به « معاني اوّل » اطلاق كردهاند وافادهء مقصود ومراد را بوسيلهء سخن به « معاني ثانوي » نام نهادهاند ؛ ومقصود گوينده كه در نهانگاه ذهن اوست ، بوسيلهء تركيبات وجملات أداء ميشود ونه كلمه واز سوى ديگر معنى كلمات در خود آنهاست وبا شنيدن آنها ميتوان بمعانى وضعي هريك پى برد ، امّا مقصود گوينده تا در عبارات وجملات تجلّى نيابد ، بر شنوندهء آنها مفهوم نخواهد شد ؛ ونكتهء ديگر اينكه مقتضى حال ، تعبيراتى بسيار دارد كه آنها را به « كمّ وكيف » سخن ميتوان خلاصه كرد ، وعبد اللّه بن مقفّع در كتاب : « أدب الوجيز للولد الصّغير » بفرزند خود گفته است : « هيچيك از سبب سخنورى وزمان ومقدار « چگونگى وچندى » وجاى سخن را فراموش مكن واز آن بىخبر مباش : لا تغفلنّ سبب الكلام ووقته * والكيف والكمّ والمكان جميعا امّا موضوع علم معاني ، ألفاظ وعباراتند از حيث معاني ثانوي آنها كه متضمّن اغراض سخنور بوده وآنرا بشنونده انتقال ميدهد ، والبتّه اين اغراض بايد موافق حال وطبع شنونده وشايستهء أو باشد ؛ وفايدهء علم معاني هم شناختن نكات دقيق آيين بلاغت وروانى وعذوبت ألفاظ وشيوائى كلمات وخوبى سبك بيان وشكوه ولطافت آن است . « 1 » 6 - علم البيان : در اصطلاحات الفنون آمده است : « فلان ذوبيان ، أي فصيح وهذا أبين من فلان ، أي افصح منه وأوضح كلاما ؛ پس بيان ، علم الفصاحة بوده وبقول صاحب كشّاف : البيان هو المنطق الفصيح المعبّر عمّا في الضّمير ، ونيز سيّد سند صدر الدّين دشتكى در حاشيهء خطبهء شرح شمسيّه ، بيانرا بهمين معنى آورده وچلپى در حاشيهء مطوّل تفتازانى گويد : « البيان مصدربان ، أي ظهر ، جعل اسما للمنطق الفصيح ، والتّبيان مصدر » و
--> ( 1 ) - أصول علم بلاغت در زبان فارسي ، تأليف غلامحسين رضانژاد « نوشين » از انتشارات الزّهراء سال 1368 وبرندهء نخستين كتاب سال مذكور واوّلين كتاب منتخب در بين 443 جلد كتاب انتشار يافته .